مهدى عبداللهى
191
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
ديگر پيش من آمد وگفت : من مىترسم « عبداللّه بن وهب راسبى » « 1 » و « زيد بن حصين » « 2 » كار تو را فاسد كنند ، من از آن دو مطالبى دربارهء تو شنيدهام كه اگر به گوش تو رسيده بود از آنها جدا نمىشدى تا اين كه آنها را به قتل مىرساندى يا در حبس ابد گرفتار مىكردى . حضرت فرمود : گفتم : من با تو درباره آنها مشورت مىكنم ، نظر تو چيست ؟ گفت : نظر من اين است كه آنها را بخوانى وگردنشان را بزنى . حضرت مىفرمايد : فهميدم كه او نه تقوا دارد و نه از عقل برخوردار است . آنگاه گفتم : سوگند به خدا من گمان نمىكنم تو فرد متّقى و عاقلِ سودمند باشى ؛ واللّه ، اگر من تصميم بر قتل آنها داشتم سزاوار اين بود كه بگويى : پروا پيشه كن چرا كشتن آنها را حلال مىشمارى ، در حالى كه نه كسى را كشتهاند و نه با تو ستيزه كردهاند و نه از طاعت تو خارج شدهاند « 3 » .
--> ( 1 ) - عبدالله بن وهب : از طايفه ازد و از رؤساى خوارج است در جنگنهروان فرماندهى خوارج به عهده داشت و در همان جنگ كشته شد ( الاعلام : 4 / 143 ) . . ( 2 ) - زيد بن حصين : از مهاجرين و ياران على عليه السلام بود ، سپس از خوارج گشت . . ( 3 ) - نهج السعادة : 2 / 484 . .